ابعاد راهبردی سفر نخستوزیر عراق به تهران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سفر علی الزیدی، نخستوزیر عراق به تهران را نمیتوان صرفاً یک دیدار دوجانبه یا ادامهای بر روند معمول روابط بغداد و تهران تلقی کرد. این سفر در شرایطی انجام شد که منطقه غرب آسیا پس از جنگ رمضان، افزایش حضور نظامی آمریکا، بازتعریف ائتلافهای امنیتی و افزایش رقابت قدرتهای منطقهای بر سر کریدورهای ژئوپلیتیکی، وارد مرحلهای تازه از تحول شده است.
طی دو دهه گذشته، سیاست خارجی بغداد عمدتاً تحت تأثیر رقابت ایران و آمریکا قرار داشت
در چنین فضایی عراق میکوشد با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، از کشوری که سالها عرصه رقابت قدرتهای خارجی بود، به بازیگری فعال در مدیریت این رقابتها تبدیل شود. از این منظر، سفر الزیدی به تهران را باید بخشی از راهبرد کلان بغداد برای تثبیت سیاست خارجی متوازن، کاهش هزینههای رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی و ارتقای جایگاه عراق در نظم در حال گذار غرب آسیا دانست.
اهمیت این سفر زمانی آشکارتر میشود که تنها چند روز پس از سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن و گفتوگوهای وی با مقام های آمریکایی صورت گرفته است. این توالی زمانی، حامل پیام روشنی درباره جهتگیری سیاست خارجی بغداد است؛ پیامی که نشان میدهد دولت عراق دیگر حاضر نیست روابط خارجی خود را بر مبنای منطق «انتخاب میان ایران و آمریکا» تعریف کند، بلکه تلاش دارد با اتخاذ سیاستی مبتنی بر موازنهگرایی فعال روابط خود را با تمامی بازیگران مؤثر منطقهای و بینالمللی حفظ کند.
نخستین بعد راهبردی این سفر، تثبیت سیاست خارجی متوازن عراق است. طی دو دهه گذشته، سیاست خارجی بغداد عمدتاً تحت تأثیر رقابت ایران و آمریکا قرار داشت و دولتهای مختلف عراق ناگزیر بودند میان دو طرف نوعی تعادل شکننده برقرار کنند. دولت الزیدی اما در تلاش است این وضعیت را از سیاست واکنشی به راهبردی فعال تبدیل کند؛ راهبردی که هدف آن نه جانبداری از یک محور، بلکه تبدیل عراق به پلی برای گفتوگو و همکاری میان بازیگران متعارض است. سفر به تهران پس از دیدار با مقام های آمریکایی، تجلی عملی این سیاست به شمار میرود و نشان میدهد که بغداد روابط با تهران را در تعارض با روابط با واشنگتن تعریف نمیکند، بلکه هر دو را در چارچوب منافع ملی عراق دنبال میکند.
دومین بعد این سفر، مدیریت معادلات امنیتی منطقه است. امنیت عراق بیش از بسیاری از کشورهای منطقه به تحولات محیط پیرامونی وابسته است. هرگونه افزایش تنش میان ایران و آمریکا یا ایران و رژیم صهیونیستی، مستقیماً بر وضعیت داخلی عراق تأثیر میگذارد؛ زیرا این کشور هم میزبان نیروهای آمریکایی است و هم روابط امنیتی و سیاسی گستردهای با جمهوری اسلامی ایران دارد. از این رو، بغداد تلاش میکند با حفظ کانالهای ارتباطی با تهران، احتمال سرایت بحرانهای منطقهای به داخل عراق را کاهش دهد. در این چارچوب، همکاری در زمینه امنیت مرزها، مقابله با بقایای داعش، مبارزه با تروریسم، و جلوگیری از تبدیل خاک عراق به میدان رویارویی بازیگران خارجی، از مهمترین محورهای مذاکرات دو طرف به شمار میرود.
بعد سوم، گسترش همکاریهای اقتصادی و ژئواکونومیک است. روابط اقتصادی ایران و عراق طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین پایههای روابط دوجانبه تبدیل شده است. ایران همچنان یکی از تأمینکنندگان اصلی گاز و برق عراق است و در مقابل، عراق یکی از مهمترین بازارهای صادراتی ایران محسوب میشود. با وجود این، اهمیت این سفر تنها به تجارت و انرژی محدود نمیشود، بلکه به رقابت فزاینده بر سر کریدورهای منطقهای نیز مرتبط است. پروژه جاده توسعه عراق که قرار است بندر فاو را از مسیر شبکه ریلی و جادهای به ترکیه و اروپا متصل کند، یکی از مهمترین طرحهای ژئواکونومیک منطقه به شمار میرود. موفقیت این پروژه، نیازمند هماهنگی با کشورهای همسایه، بهویژه ایران، است.
علاوه بر این، ایران در تلاش است کریدور شمال – جنوب و مسیرهای ترانزیتی خود را با شبکه حملونقل عراق پیوند دهد. از این منظر، همکاری تهران و بغداد میتواند به جای رقابت، به همافزایی کریدورهای منطقهای منجر شود و جایگاه هر دو کشور را در نقشه تجارت اوراسیا ارتقا دهد.
چهارمین بعد این سفر، تقویت نقش منطقهای عراق بهعنوان میانجی و بازیگر دیپلماتیک است. طی سالهای اخیر، بغداد میزبان گفتوگوهای ایران و عربستان، نشستهای همکاری منطقهای و رایزنیهای چندجانبه بوده است. دولت الزیدی نیز درصدد است این نقش را حفظ و آن را به یکی از ارکان سیاست خارجی عراق تبدیل کند. تحقق چنین هدفی مستلزم حفظ روابط متوازن با ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه و آمریکا است. در این چارچوب، سفر به تهران تنها در خدمت توسعه روابط دوجانبه نیست، بلکه تلاشی برای تثبیت جایگاه عراق بهعنوان کشوری است که میتواند میان بازیگران رقیب منطقهای نقش تسهیلگر ایفا کند.
سالهای اخیر، بغداد میزبان گفتوگوهای ایران و عربستان، نشستهای همکاری منطقهای و رایزنیهای چندجانبه بوده است
این سفر در عین حال، حامل پیامهای مهمی برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است. برای ایران، استمرار روابط نزدیک با بغداد از منظر امنیت مرزهای غربی، تداوم همکاریهای اقتصادی، حفظ مسیرهای ترانزیتی و جلوگیری از افزایش نفوذ رقبای منطقهای اهمیت ویژهای دارد. با وجود این، نزدیکی بغداد به تهران لزوماً به معنای فاصله گرفتن از جهان عرب نیست؛ همانگونه که توسعه روابط با کشورهای عربی نیز به معنای کاهش همکاری با ایران نخواهد بود. این همان منطقی است که در ادبیات سیاست خارجی عراق از آن با عنوان «توازن مثبت» یاد میشود.
در سطح کلانتر، سفر الزیدی به تهران را باید در چارچوب گذار نظم منطقهای غرب آسیا تحلیل کرد. نظم سنتی مبتنی بر قطببندیهای سخت و ائتلافهای انحصاری، به تدریج جای خود را به الگویی داده است که در آن کشورها به دنبال تنوعبخشی به روابط خارجی، افزایش استقلال راهبردی و همکاری همزمان با چند قدرت هستند. عراق نیز میکوشد با استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی خود، جایگاهی فعال در این نظم جدید به دست آورد و از کشوری مصرفکننده امنیت، به تولیدکننده ثبات و همکاری منطقهای تبدیل شود.
در مجموع، اهمیت راهبردی سفر علی الزیدی به تهران بیش از آنکه در تعداد توافقنامهها یا بیانیههای مشترک خلاصه شود، در پیام سیاسی و ژئوپلیتیکی آن نهفته است. این سفر نشان میدهد بغداد در پی تثبیت سیاست خارجی متوازن، مدیریت همزمان روابط با ایران، آمریکا و جهان عرب، تقویت همکاریهای اقتصادی و امنیتی با همسایگان و ارتقای جایگاه خود بهعنوان بازیگری مستقل در نظم در حال شکلگیری غرب آسیا است.